لااقل تا اینجا..
دهه ی سوم! هنوز جوانم..
سفر کردم.. تک و تنها، برای اوّلین بار. آن ترس و اشتیاقِ اوّلین بار را چشیدم و تا پایانِ عمر فراموشش نخواهم کرد.
مثلِ حس لحظه ای که برای اوّلین بار آهنگم را( اولین ترانه ام که آهنگسازی شد) از رادیو شنیدم..
اوّلین بار ها همیشه هیجان انگیز و بی مانند اند. به این فکر می کنم که اگر اوّلینِ کسی باشی هرگز از خاطره اش پاک نمی شوی.. حتّی اگر جدایی بین تان اتفاق بیفتد.
و دارم به این فکر می کنم که اوّلینِ کسی نباشی..
چقدر ساده فرو می ریزی!
چقدر ساده معنای این دو با هم فرق می کند! فقط در یک کلمه با هم فرق دارند ولی دنیای آدم ها را جا به جا می کنند..
یک نفر خاطرش از همه چیز جمع است و دیگری..
زندگی همین قدر غیر عادلانه تقسیم شده.
آدم ها هم هیچ علاقه ای به این ندارند که همه چیز را عادلانه با هم تقسیم کنند..
راهی به جز نوشتن...
ما را در سایت راهی به جز نوشتن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 76